حسن حسن زاده آملى
266
هزار و يك كلمه (فارسى)
مطلب پنجم - وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ ، يقيمون الصلاة با « يصلّون » فرق دارد ، چون يصلون يعنى نماز مىخوانند و يقيمون الصلاة دلالت دارد براينكه جديت مىكنند در حفظ شروط و اجزاى آن ؛ چنانكه « اقام العود » يعنى چوب را راست كرد و كجى آن را بر طرف نمود . مطلب ششم - وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ ، از علامت تقوا اين است كه از هرچه خداوند به آنها مىدهد انفاق كنند ، چه مال و چه علم و چه جاه يا قواى بدنى و در احاديث وارد شده كه اگر برادر مؤمنى به وى حاجت داشته باشد و با قدرت آن حاجت را برنياورد خداوند بوى بهشت را بر او حرام كند . و در تفسير صافى گفته : تصدق دهند ، زحمت را تحمل كنند ، حقوق را به اهلش برسانند ، قرض بدهند ، در حاجات مردم كمك كنند ، دست ضعفا را بگيرند ، كورها را قائد شوند و از مهالك نجات دهند ، بار آنها را بردارند ، پيادگان را سوار كنند ، كسى كه در ايمان افضل از آنهاست در مال و جان بر خود ترجيح دهند و با كسى كه در درجهء آنهاست مساوات داشته باشند ، علم را به اهلش بياموزند و فضائل اهل بيت ( ع ) را براى دوستان و كسى كه اميد هدايت او را دارند روايت كنند . إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ . كسانى كه كافر شدند آنها را مساوى است چه بترسانيشان و چه نترسانى ايمان نمىآورند خداوند بردلها و برگوش آنها مهر نهاده و بر چشمهاى ايشان پرده است و مر آنها را عذابى است بزرگ . قرائت : « أَ أَنْذَرْتَهُمْ » به دو همزه ، قرائت عاصم و حمزه است و به تسهيل همزهء ثانى ، قرائت باقى و بعضى شاذا أَ أَنْذَرْتَهُمْ - به مدّ و اشباع همزهء اول و فتح همزهء ثانى - قرائت كردهاند . مطلب اول - خداوند عالم حال مردم را نسبت به هدايت يافتن از قرآن سه قسم كرده ؛ اول متقين كه از آن هدايت مىيابند و علامات آنها ذكر شد . دوم كفار كه ذكر آنها اينجا مىشود ، سيم منافقين كه بعد ذكر آنها خواهد آمد .